مدیریت بحران(Disaster Management)
در تعریف و شناسائی مدیریت بحران، ابتدا بایست به تعریف اصطلاحات مربوطه و پیرامون آن و تعیین مرزیندی های تعریفی دقیق میان آنها، پرداخت. برهمین اساس ابتدا به سراغ تعرایف اصطلاحات مربوط به مدیریت بحران می رویم.
4-1-تعریف اصطلاحات
وضعیت اضطراری(Emergency)
انحراف از رفتار برنامه ریزی شده و یا جریانی از حوادث است که انسانها، دارائی ها یا محیط زیست را در مخاطره انداخته و به آنها زیان می رساند. ( Russ Johnson 2000)
-بحران(Disaster)
بحران یک پدیده اجتماعی ای است که هنگامی اتفاق می افتد که یک جامعه ازسطوح اساسی و غیر معمولی ازخرابیهاو مضرات رنج می برد.(2004 Kelth Smith).
بحران با دامنه شمول یک مورد اضطراری تشخیص داده می شود.یک مورد اضطراری هنگامی به بحران تبدیل می شود که از توانائی منابع محلی در مدیریت آن فراتر رود.بحران غالبا در نتیجه خسارتها، زیانها یا تخریبهای بزرگ بوجود می آید. ( Russ Johnson 2000)
واژه بحران، را می توان به یک اتفاق غیر منتظره که باعث ایجاد خسارتهای مالی و جانی می شود تعریف کرد(Dr.Prabhas Chandra Sinha 2006).
-احتمال زیان یا خطر(Risk)
عامل بالقوه یا احتمالی بروز موارد اضطراری می باشد.برای مثال خطر خسارت به یک ساختمان در نتیجه زلزله ، چنانچه بر روی و یا در نزدیکی یک گسل زلزله خیز فعال بنا شده باشد، بالا می باشد.خطر خسارت به ساختمانی که در جائی بنا شده است که در آنها گسل زلزله ای وجود ندارد پائیین است. ( Russ Johnson 2000)
احتمال خطر یا ریسک،احتمال رخداد مخاطره و ایجاد ضرر و زیان است. 2004 Kelth) Smith).
- مخاطره(Hazard)
عموما به خصوصیات فیزیکی ای ارجاع داده می شود که ممکن است یک مورد اضطراری را بوجود آورد.برای مثال، گسلهای زلزله ،آتشفشانهای فعال، نواحی سیل خیز، و زمینهای پوشیده از علفهای هرز با خطر آتش سوزی بالا ،hazard می باشند. ( Russ Johnson 2000)
-مخاطره، تهدید بالقوه انسانها و رفاه آنها می باشد. 2004 Kelth Smith)).
-موارد اضطراری بوجود آمده در اثر اقد امات بشری(Human-caused-emergency)
این موارد در برگیرنده آن حوادث برنامه ریزی شده ای است که از فعالیتهای انسانی یا توسعه های صورت گرفته توسط انسان بوجود می آیند.مثالهای در این رابطه شامل نشتهای مواد شیمیائی ، تشعشعات رادیو اکتیویته اتمی ، خرابی های صنایع، اپیدمی ها،تصادفات، انفجارها، و آتش سوزی های شهری می باشد. ( Russ Johnson 2000)
-بحرانهای طبیعی(Natural Dhsaster)
بحرانهای طبیعی، در برگیرنده حوادث برنامه ریزی نشده ای است که در نتیجه فرایند های طبیعی مانند زلزله ها ، تورنادو ها، تسونامی ها، یخبندانها، کولاک ها، گرما یا سرمای شدید، خشکسالی ها یا حجوم حشرات بوجود می آید. ( Russ Johnson 2000)
-اختلالات داخلی
حوادث یا فعالیتهای برنامه ریزی شده بوسیله یک گروه یا افراد برای ایجاد اختلالهای تعمدی می باشد.این فعالیتها در برگیرنده آشوبها ، تظاهرات ها، اعتصابات بزرگ در زندانها، و اعتصابات شدید می باشد. ( Russ Johnson 2000)
- کمبودهای انرژی و مواد خام
موارد اضطراری در نتیجه کمبودهای شامل اعتصابها، جنگهای قیمتی،و کمیابی منابع می باشد. Russ Johnson 2000))
-حمله
این مورد دربرگیرنده فعالیتهای تروریستی در مقیاس بزرگ یا جنگ با استفاده از عامل های هسته ای ، متداول یا زسیتی می باشد. ( Russ Johnson 2000)
4-2-دسته بندی تعاریف مدیریت بحران
بحرانهای طبیعی زیادی وجود دارند که درگوشه و کنار جهان بوقوع پیوسته وباعث بروز خسارات و زیانهای فراوانی در انواع مختلف به مکانهای جغرافیائی می شوند.بروز چنین بحرانها، شدت آنها، ناحیه و منطقه بروز آنها و اثرات آنها بر منطقه را بایستی مورد ارزیابی و تحلیل و بررسی قرار داد و بدین منظور پرسنل مربوطه ،نیازمند به در اختیار داشتن اطلاعات و داده های مربوطه در مورد خساراتی که به منطقه و جمعیت ساکن در آن می زند می باشند.
در تعریف از مدیریت بحران، تحولی را می توان نظاره گر بود ، بطوری که سیر یکجانبه گرائی و تک بعدی گرائی در تعریف مدیریت بحران به تعریف جامع و یکپارچه و سیستمی از مدیریت بحران را می توان ملاحظه کرد . در تعریف تحولی از مدیریت بحران، تعریف از مدیریت بحران را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
-تصور عموم و ناقص از مدیریت بحران(مدیریت واکنشی)
تصور عموم بر این است که مدیریت بحران و مجموعه اقدامات مربوط به بحران را پس از وقوع بحران شروع شده و انجام می گیرد.
- تعریف جامع از مدیریت بحران(مدیریت برنامه ریز و پیشنگر و واکنشی)
همانطور که در بالا ملاحظه می کنیم ، تعاریف ابتدائی از مدیریت بحران ، آن را مدیریتی واکنشی صرف می داند.یعنی اینکه ابتدا باید بحرانی بوقوع پیوسته باشد و سپس بر آن شرایط بحرانی، مدیریت کرد . این نوع تعریف نه تنها برنامه ریزی و پیشنگری را در مدیریت بحران دخیل و مربوط نمی داند بلکه می توان گفت که به نوعی، ناقض مفهوم مدیریت نیز می باشد، چرا که مدیریت فاقد برنامه ریزی ، نمی تواند مدیریتی کامل باشد . برنامه ریزی با شناسائی اهداف و راههای رسیدن به آنها ، مقیاسهای کیفی را به مقیاسهای کمی تبدیل کرده و کنترل و بازخورد را در مدیریت نیز امکانپذیر می سازد. با توجه به وجود این نقائص در تعریف از مدیریت بحران است که بایستی تعریف برنامه ریزی، پیشنگری و واکنشی به همراه و در تکمیل با هم در مدیریت بحران وارد شود. یعنی اینکه قبل از وقوع بحران در یک منطقه ، با شناسائی و پیگیری تغییرات در منطقه و نیز شناسائی آن تغییراتی که موارد اضطراری و به دنبال آن بحران را موجب خواهند شد، سعی در برخورد صحیح و پیشگیری از بروز آنها و نیز پیش بینی نوع و میزان اقداماتی که در حین و پس از وقوع بحران در آن منطقه لازم است را داشته باشیم. بنا بر تعریفی که از مدیریت بحران داریم ، آن را نه تنها مدیریت واکنشی ( مدیریت بحران ، پس از وقوع موارد اضطراری و بحرانها) بلکه آن را نیزمدیریت برنامه ریز و پیشنگر (آغاز مدیریت بحران دریک منطقه ، قبل از وقوع و بروز موارد ضطراری و بحرانها با شناسائی خطرات بالقوه و آمادگی در برابر خطرات بالقوه)باید بحساب آورد.بر این اساس مدیریت بحران را اینگونه می توان تعریف کرد: مدیریت بحران به مجموعه اقدامهائی اطلاق می شود که قبل از وقوع ، درحین وقوع و بعد از وقوع سانحه ، جهت کاهش هرچه بیشتر آثار وعوارض آن صورت می گیرد.(مدیریت بحران در نواحی شهری-ص60-مجید عبداللهی)
تعریفی دیگر از مدیریت بحران، تعریف کارکردی از آن است. این تعریف از مدیریت بحران ،آن را یکجانبه گرائی و تک بعدی گرائی بیرون آورده و برای مدیریت بحران کارکردهائی را بر می شمارد ، که این کارکردها را در پنج دسته می توان تقسیم بندی کرد که عبارتند از:
1-برنامه ریزی
2-سازماندهی
3-هماهنگی،
4-رهبری
5-نظارت وکنترل (استیفن پی رابینز، ترجمه پارسائیان و اعرابی1384 ).
بر اساس پنج وظیفه یا کارکرد ،اینجانب ، مدیریت بحران را اینگونه تعریف می کنم:
مدیریت بحران شامل برنامه ریزی در شرایط قبل ، حین و پس از بحران یعنی شناسائی اهداف، راهبردها ،اقدامات و وظائف، سازماندهی و بسیج امکانات و منابع و استعدادها در ارتباط با برنامه ریزی صورت گرفته،هماهنگی یعنی تنظیم و تعریف روابط و ارتباطات و اولویت بندیها در اقدامات، امکانات، طرحها و برنامه ها ، رهبری یعنی هدایت و راهنمائی پرسنل و افراد درگیر در مدیریت بحران در جهت استفاده از امکانات و استعدادها به گونه ای کارآ برای انجام وظائف خود به شیوه ای کارآ و بهینه و نظارت و کنترل یعنی مراقبت از عدم خروج اقدامات از مسیر از پیش تعیین شده و شناسائی نقاط قوت و ضعف ها و فرصتها و تهدیدات (SWOT)و برخورد شایسته و مناسب با آنها می باشد.
این کارکرد ها در مدیریت بحران ،در مراحلی صورت می گیرند . این مراحل را بطور کلی می توان به پنج دسته تقسیم بندی کرد که عبارتند از:
1-برنامه ریزی
2-کاهش
3-آمادگی
4- واکنش و
5- ترمیم ( Russ Johnson 2000)
در این قسمت به تعریف اجمالی از هریک از این مراحل می پردازیم.
4-3-مراحل مدیریت بحران
برنامه ریزی(Planning)
فعالیتهای لازم در تجزیه و تحلیل و مستند سازی احتمال یک مورد اضطراری یا بحران و نتایج بالقوه یا تاثیرات آن بر حیات ، اموال و دارائی ها و محیط می باشد . این مورد در برگیرنده ارزیابی ،مخاطرات، احتمال وقوع خطرات ، کاهش،آمادگی، واکنش و ضرورتهای ترمیمی می باشد. ( Russ Johnson 2000)
کاهش(Mitigation)
فعالیتهائی است که در حقیقت ، احتمال بروز یک بحران را از بین برده و یا کاهش می دهد( برای مثال ، ساخت اسلحه در جهت بازداری از حملات دشمنان یا تصویب و تدوین قوانینی که در مورد ساخت و ساز در مناطق مستعد زلزله خیز سخت گیری به عمل می آورد.) این مورد همچنین دربرگیرنده فعالیتهای درازمدت طراحی شده برای کاهش اثرات اجتناب ناپذیر بحران( برای مثال مدیریت کاربری اراضی، ایجاد برنامه های مدیریت بحران جامع) می باشد. ( Russ Johnson 2000)
آمادگی(Prepardenes)
فعالیتهای ضروری تا حدی که از بحرانها جلوگیری به عمل نمی آورند و یا نمی توانند این کار را بکنند . در مرحله آمادگی ، حکومتها، سازمانها و افراد برنامه هائی را برای حفظ حیات و حداقل کردن خسارتهای ناشی از جبران ( برای نمونه گردآوری موجودی های منابع دولتی ، طرح ریزی تمارین و مانورهای آموزشی، نصب سیستمهای هشدار دهنده سریع و تهیه و تدارک نیروهای واکنشی سریع موارد اضطراری از قبل برنامه ریزی شده) را بوجود می آورند. ( Russ Johnson 2000)
معیارهای آمادگی همچنین بدنبال ارتقاء عملیاتهای واکنشی بحران( برای مثال بوسیله ذخیره سازی و انبار کردن مواد غذائی و پزشکی و حیاتی، از طریق تمرینات آموزشی و بوسیله جابجا سازی پرسنل واکنش موارد اضطراری بصورت جانشینی و کشیکی) می باشد.
واکنش(Response)
فعالیهایی است که بدنبال یک موقعیت اضطراری یا بحران صورت می گیرد.این فعالیتها برای تامین کمکهای اضطراری به قربانیان( برای مثال جستجو و امداد ، سرپناه اضطراری ، مراقبتهای پزشکی و تغزیه عمومی ) طراحی می شوند.این فعالیتها همچنین بدنبال تثبیت موقعیت و کاهش احتمال خسارتهای ثانویه ( برای مثال خاتمه دادن به عرضه منابع آبی آلوده و ایمن سازی و محافظت و پاسداری از نواحی مستعد سرقت) و سرعت بخشی به عملیاتهای ترمیمی ( برای مثال ارزیابی خسارتها) می باشد. ( Russ Johnson 2000)
واکنش، اعمالی است که بلافاصله پس از بروز و بدنبال ایجاد بحران صورت می گیرد و شامل اجراء برنامه ها،آمارگیری،جستجوی تغذیه، پناهگاه اضطراری ،کمکهای پزشکی و درمانی ، بررسی و ارزیاب و اقدامات تخمینی می شود. 2006) Dr.Prabhas Chandra Sinha )
ترمیم(Recovery)
فعالیتهای ضروری برای بازگرداندن سیستمها به حالت نورمال یا بهتر را در بر می گیرد. این فعالیتها در برگیرنده دومجموعه فعالیت می باشد: (1) فعالیتهای کوتاه مدت که سیستمهای ضروری حمایت از حیات را به حداقل استانداردهای عملیاتی برمی گرداند.( مانند پاکسازی، مسکن موقت و فرایند های تغذیه و آبرسانی) و (2) فعالیتهای بازتوانی طولانی مدت که ممکن است برای چندین سال پس از بحران ادامه داشته باشد. هدف آنها بازگرداندن زندگی به سطوح عادی یا بهبود یافته ( برای مثال اعطاء وامهای بازسازی، کمک های قانونی و برنامه ریزی اجتماعی ) می باشد. ( Russ Johnson 2000)
ترمیم ،فرایندی است که توسط آن جامعه و کشور به همراه هم در بازگرداندن شرایط منطقه پس از بحران به حالت بهتر با یکدیگر همراه می شوند. Dr.Prabhas Chandra Sinha 2006) )
