ارسال یه مطلب جالب از طرف یکی از دوستام( مهندس امینی) به یادم انداخت که آره فارغ التحصیل شدم ...
آخه اونقدر بعد از فارغ التحصیلی( دو ماه پیش) گرفتار کار بودم که یادم رفته بود.![]()
اینم یه عکس از جشن فارغ التحصیلیمون ... البته دوران لیسانس
یاد دوستای اون دورم به خیر
امیدوارم هر جا که باشن موفق باشن. البته با چند تائیشون هنوز ارتباط دارم.
و اما اینم مطلبی که دوستم ارسال کرده
جالبه شما هم بخونید و به عنوان یک ایرانی به یاد داشته باشید و بهش افتخار کنید. هر جای دنیا که ایشالا برای ادامه تحصیل یا زندگی تشریف می برید. موفق باشید.
((لابد تا به حال شما هم ديده ايد وقتي يک دانشجو در دانشگاههاي خارج مي خواهد مدرک خود را بگيرد، يک لباس بلند مشکي به تن او مي کنند و يک کلاه چهارگوش که از يک گوشه آن يک منگوله آويزان است بر سر او مي گذارند و بعد او لوح فارغ التحصيلي را مي خواند. هنگامي که از ما سوال مي شود که اين لباس و کلاه چيست پاسخ مي دهيم اين لباس شيطونک است که اينها تنشان مي کنند!!! اما هنگامي که از يک اروپايي يا ژاپني و يا حتي آمريکايي سوال شود اين لباس چيست که شما تن فارغ التحصيلانتان مي کنيد جواب ديگري مي شنويد: آنها به احترام «آوي سنت» که همان «ابن سينا»ي ماست که لباس بلند رداگونه مي پوشيده، اين لباس را تن دانشمندان خود مي کنند. آن کلاه هم نشانه همان دستار است (کمي فانتزي شده) و منگوله آن نمادي از گوشه دستار خراساني که ما ايراني ها در قديم از گوشه دستار آويزان مي کرديم و به دوش مي انداختيم. در اروپا و آمريکا علامت يک آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و کلاه ابن سينا مي گذارند، ولي ما خودمان نمي دانيم. باورتان مي شود؟! ))
