پنجشنبه گذشته به اتفاق بچه های انجمن( انجمن مروجین مدیریت شهری) به اولین کار میدانی انجمن که در راستای اهداف تشکیل آن بود به بازدید مستند و میدانی از شهرداری ناحیه 3 منطقه 22 تهران رفته بودیم. می تونم به جرات بگم که اولین جلسه ای بود که در اون چند کارشناس ارشد مدیریت شهری بدون هیچ انگیزه مالی و سوء استفاده های مقتضی و تنها با انگیزه جوانی و ارائه آموخته های خود برای بکارگیری در محیط عملی مدیریت شهری گرد هم جمع شده بودند. خانم شهردار، جدای از اینکه همکلاسی سابق ما بود به این نتیجه رسیده بود که برای اداره بهتر ناحیه شهرداریش و جلوگیری از مسائل و مشکلاتی که مناطق و نواحی پیر شهری تهران دچار اون بودن از همون ابتدای کار با استفاده از نظریات و تجربه های هم کلاسیاش شرایط بهتری را برای اداره حوزه در اختیارش فراهم کنه. ناحیه 3 منطقه 22 شهرداری تهران یکی از نواحی ویژه و نوساز شهری است. جمعیت مورد نظر برای این ناحیه 120 هزار نفر در نظر گرفته شده و طرح تفصیلی این ناحیه گواه بر تخصیص امکانات و زیرساختها برای سکونت این تعداد از جمعیت می باشد. تا کنون در حدود 3000 نفر جمعیت در این ناحیه ساکن شدن، البته حجم وسیع ساخت و سازها افزایش شدید جمعیت در یکی دوسال آینده رو نوید می ده.
خانم دادوند(شهردار ناحیه ۳ منطقه ۲۲ تهران) در حال معرفی ناحیه
برگزاری چنین جلسات مسئله یابی و ارائه راه حل و نوآوری در جهت اداره بهتر و مناسبتر و پیش بینی مشکلات آتی این مناطق شهری نوپا بسیار حائز اهمیت است . در شرایطی که اکثر شهرداران و مدیران شهری کشور در چارچوب تنگ طرحهای جامع و تفصیلی شهری گرفتار آمده و نبوغ و نوآوری های لازم در جهت اجرای بهتر وظائف خود را از بین رفته می بینند. جرات و جسارت زیادی را باید برای اعتقاد به مفید بودن این جلسات در خود سراغ داشت. اگر امروزه در همه کلانشهرها و شهرهای کوچک و بزرگ ما رفتار های متناسب و مورد انتظار شهروندی مشاهده نمی شوند را باید در عدم اعتقاد و شناخت و لمس روح حاکم بر کالبد و فیزیک شهر توسط برنامه ریزان و مدیران شهری جستجو کرد. شهرداری به عنوان نمود یافته ترین نهاد مدیریت محلی شهری، تنها درگیر در اقدامات روزمره کالبدی شهر شده و شهر را مجموعه ای از ساختمانها، تاسیسات، زیرساختها و ابنیه ها و فضای سبز می داند که جمعیتی انسانی را در خود جای داده است. همین تفکر و دید باعث شده تا هنوز پس از مدتها که از عدم رواج و منسوخ شدن برنامه ریزی جامع در شهرهای کشورهای توسعه یافته می گذرد و این کشورها به دلیل اهمیتی که به مشارکت شهروندان در تهیه طرح های شهری خود می دهند به سوی طرح های اقتضائی در برنامه ریزی شهری روی آورده و ضای هر چه فعالتر و پویاتری را بر شهرها و سکونتگاههای خود حاکم گردانند، هنوز در ایران برنامه ریزی جامع با تهیه توسط مشاوران و برنامه ریزان ناآگاه از شرایط روحی و انسانی و فرهنگی حاکم بر شهرا از رواج برخوردار باشد. توجه صرف و تقید شدید به تهیه این طرحها و کاستی های شدید در اجرای آنها، شهرهای کشور را با گسترش بی رویه افقی که منجر به پائین آمدن تراکم جمعیتی و از بین رفت اقتصادی بودن شهرها و تاسیسات جاده ای و حمل و نقل عمومی درون شهری و نیز از بین رفتن زمینهای بکر و حاصلخیز کشاورزی و منابع طبیعی اطراف شهرها شده است روبرو ساخته است. خوابگاهی شدن شهرهای جدید که با هدف جذب سرریز های جمعیتی شهرهای بزرگ کشور و در جهت جلوگیری از راغه نشینی ها در اطراف این شهرها یرنامه ریزی شده اند و مهاجرت روزانه خیل عظیم نیروی کار ساکن در این شهرهای جدید بسوی مادر شهر و ایجاد تاخیرها و آلودگی های شدید ترافیکی را می توان از دیگر اثرات این دید و رویکرد دانست. تغییر رویکرد برنامه ریزی برای شهر و شهروند به برنامه ریزی و مدیریت توسط شهروند تنها راه علاج تمامی مسائل و مشکلاتی است که امروزه دامنگیر شهرهای ما شده است.اگر امروز ادعا می شود که ما ((شهروند)) نداریم بلکه افراد ساکن در شهرهای ما(( شهر نشین)) هستند تنها بدین دلیل است که شهروندان ما هیچ گونه احساس تعلقی از خود نسبت به شهری که در آن ساکن هستند از خود نشان نمی دهند. چرا که به بازی دعوت نشده اند و تنها نظاره گر بازی برنامه ریزی و مدیریت شهری بر شهرشان می باشند. در اینجاست که شعارهای زیبائی همچون(( شهر ما، خانه ما)) در همان حد شعار باقی مانده و مضحکه بیان و دست شهرنشینانی شده است که به تخریب اموال و مناظر شهری و وندالیزم می پردازند.
